از سری ِ نمایشنامههای چُسپردهای!
با پوزش از استفاده ابزاری از گاز ِ متراکم ِ مورد بحث بجای (نمایش تکپردهای) این نمایشنامهی تخیلی بدان جهت تحریر شده است برخی مشکلات همواره پشتپردهی برخی جوامع ِ خدای نکرده دموکراتیک را چون نی خیزران ِ شکستهای به ماتحت ِ ارسطو ، برای خوانندهی متوهم از رفاه ِ آنطرف فاضلاب قابل لمس کند.
داستان نی خیزران ِ ارسطو روشن است. فیلسوف ما عادت داشت برای دفع و نوشتن ِ همزمان ِ فلسفه بالای شاخهها درخت بلوط بنشیند! روزی از روزها که در حال نوشتن این جمله بود:
(همه چیز این جهان تخیلی بیش نیست!)
ناگهان شاخه بشکست و فیلسوف با ماتحتی عریان به زمین خورد و اتفاقا نی خیزران ِ بُرَندهای آن پائین انتظارش را میکشید! و نتیجه چنین شد:
(همه چیز این جهان تخیلی بیش نیست! مگر خیزران!)
و اما چُُس پردهی ما با عنوان ِ
بُزمجههای ِ آنسوی فاضلاب
بازیگران:
عیساک گاوسون ( مسئول پروژهی انجمنهای فرهنگی)
میساک خوکسون ( مسئول یارانههای فرهنگی ِ کشور سوئد)
زمان نمایش ِ چُسپرده- اکتبر ۲۰۰۶
مکان نمایش ِ چُسپرده- ادارهی فرتنگ ِ استکهلم
دکور - کل ِ ابزارها و آدمهای نمایش!
یادداشت کارگردانی:
به کارگردانان جوان پیشنهاد میشود برای اجازهی اجرا
و به صحنه بردن این نمایش در مستعمرات وقت خودشان
را تلف نکنند.
عیساک-
در میان انبوه کاغذها دو برگهی بهم سنجاق شده را در دست راست گرفته و در دست چپ لیوان سفید قهوه منتظر فواصل خواندن است تا جرعه جرعه و بیاشتها نوشیده شود.
انجمن نعناداخ فشنجوون دیگه گندش رو در آورده!
این انجمن ایرانی پانصد هزار عضو داره و توی این کشور به کارهای فرهنگی میپردازه
از جمله فعالیتهای مهماش برگزاری ختنهسورون و آش رشتهی سیزده بدره و...
میساک-
ختنه سورون دیگه چه جشنیه؟
عیساک- ( به پانویس و توضیح این واژه مراجعه میکند
البته این ترجمه دقیق نیست و نمیتونه باشه.
بهرحال سال پیش رقمی معادل هفتصد هزار پوند (هفتاد میلیون تومان) کمک مالی گرفتند و این هم لیست مخارج!
میساک-
دیدهام. بیشتر دعوت از هنرمندای ایرانی ِ که تو کار دنبکاند!
عیساک-
برای مثال به این مورد توجه کنید تا تصمیم بگیریم یارانهی فرهنگی شان را محدود کنیم.
میساک-
ما کشور محدودیتها نیستیم!
عیساک-
منظورم کنترل مخارج ِ !
میساک-
خودتم خوب میدونی هنرمندای ایرانی رو می بَرَن روی ِ کاناپههای دست دوم ِ ایرانیان مهماننواز به صورت عرفانی می خوابونن و توی لیست مخارج مینویسن خانم سیمین بَه بَهانه یک هفته هتل هشت ستاره با سونا و جکوزی و ماساژ و مانیکور و پدیکور هفتاد هزار کرون!
عیساک-
چه بهتر از این؟ این بلایی ِ که خودشون به سر خودشون میارن و ما بجای برقراری یک سیستم کنترل مخارج باید سعی کنیم کمکها رو زیاد کنیم و شتر دیدی؟ ندیدی!
میساک-
بعد نمیگن مملکتی که درهای اداراتش سیستم کنترل داره و با کُد مخصوص باز میشه چطور این مورد رو ندیده؟
عیساک-
مگه این که سیروس شاملو توی ِ وبلاگ قراضهاش بگه چون هیچ آدم عاقلی تو این کشور ازین حرفها نمیرنه! اصل بر اینه که فرهنگ رو به یک پول سیاه بفروشن.
میساک-
این خانم سیمن ِ بَه بَهانه رو بجای بردن به سالن سخنرانی که رقمش اینجاس بردهاند به یک پیتزا فروشی و گفتهاند همینجا شعرهات رو بخون چون محیط صمیمیتره!
عیساک-
پس خیلی زودتر از دیگران بودجهاش رو برای سالهای آینده تصویب کن. این انجمن نعناداخ فشنجون تضمین مستعمرات ِ و بجای کنترل باید براش پاداش هم بنویسیم.
میساک-
من فکر میکنم....
عیساک گاوسون-
به مملکتت فکرمیکنی.
میساک خوکسون-
چشم!
( قهوهها را بیاشتها سر میکشند )



