تبليغاتX
سیروس شاملو

سیروس شاملو

در ادبیات و هنر

   خیام و  قیامت نگری

یکی از استخوان داران در مصاف با جدل بازان  ِ دین و باور که دلایل ِ کوبنده اش را در رَد روز  ِ قیامت خیره کننده و زیبا در اشعارش بکار برد، هیچکس نیست جز عمر خیام نیشابوری این پدیده ی عجیب جهانی نه تنها عالم اسلام بلکه مسیحیت و سایر جهان­ نگری­های خدایی را تحت تاثیر قرار  داد.

برای من هم عجیب است چرا طرفداران خرافات و تحجر برای تغییر و دگرگونی پیام در اشعار مولوی ، نیکلسون و فروزانفری از آستین در آوردند که زهر کلام شاعر بلخ را بگیرد و او را در عدم خشونت  از سرخی به سبزی نزدیک کند اما جهان تک خدایی هیچکس را مامور نکرد در رباعیات خیام چنگ بیندازد و او را به خیامیه ی توریستی و جفتک انداز در نوعی قونیه تبدیل کند.

حجم کم رباعیات خیام  این اثر را از تحریف نجات داد. پیش از این که فراماسونری لندن در جمع­آوری نسخ  ِ قدیم به خود بجنبد  در هر سوراخ سمبه­ ای در پهنه­ ی گیتی نسخه­ ا ی خطی از این شاعر تکثیر شده بود.  برگردان­ ها اما از موفقیت زیادی در نزدیکی به نسخه اصلی برخوردار نبودند و بیشتر به شراب­خواری شاعر توجه داشته ­اند تا غمخواری او. یکی از نکاتی که خیام در رباعیات­ اش بدان اشاره می­کند موضوع  ِ  روز ِ قیامت و قضاوت است. بحث بسیار ساده و به صورت پرسش مطرح شده است هرچند پاسخ در آن مستتر است: شما مدعی هستید روز قضاوتی هست؟ اگر اراده ی من دست خودم نیست و برای من سرنوشت تحریر شده است به چه خاطر خوب و بدش را از من بازجوئی می کنند؟   گذشته (دیروز) بدون ِ اراده ی من و تو و حال (امروز) مثل دیروز بدون تصمیم من و تو سپری می شود؟ پس برای چه روز قیامت (فردا)  مرا جلوی قاضی می برند؟

بَر من قلم ِ قضا چو  بی­ من رانند

پس نیک و بدش چرا ز من می­دانند؟

دی بی من و  امروز چو دی  بی من و تو

فردا به چه حجتم به داور خوانند؟  

این بحث کماکان گشوده است.  


+ نوشته شده در  2009/10/3ساعت   توسط سیروس شاملو  |