خیام و قیامت نگری
یکی از استخوان داران در مصاف با جدل بازان ِ دین و باور که دلایل ِ کوبنده اش را در رَد روز ِ قیامت خیره کننده و زیبا در اشعارش بکار برد، هیچکس نیست جز عمر خیام نیشابوری این پدیده ی عجیب جهانی نه تنها عالم اسلام بلکه مسیحیت و سایر جهان نگریهای خدایی را تحت تاثیر قرار داد.
برای من هم عجیب است چرا طرفداران خرافات و تحجر برای تغییر و دگرگونی پیام در اشعار مولوی ، نیکلسون و فروزانفری از آستین در آوردند که زهر کلام شاعر بلخ را بگیرد و او را در عدم خشونت از سرخی به سبزی نزدیک کند اما جهان تک خدایی هیچکس را مامور نکرد در رباعیات خیام چنگ بیندازد و او را به خیامیه ی توریستی و جفتک انداز در نوعی قونیه تبدیل کند.
حجم کم رباعیات خیام این اثر را از تحریف نجات داد. پیش از این که فراماسونری لندن در جمعآوری نسخ ِ قدیم به خود بجنبد در هر سوراخ سمبه ای در پهنه ی گیتی نسخه ا ی خطی از این شاعر تکثیر شده بود. برگردان ها اما از موفقیت زیادی در نزدیکی به نسخه اصلی برخوردار نبودند و بیشتر به شرابخواری شاعر توجه داشته اند تا غمخواری او. یکی از نکاتی که خیام در رباعیات اش بدان اشاره میکند موضوع ِ روز ِ قیامت و قضاوت است. بحث بسیار ساده و به صورت پرسش مطرح شده است هرچند پاسخ در آن مستتر است: شما مدعی هستید روز قضاوتی هست؟ اگر اراده ی من دست خودم نیست و برای من سرنوشت تحریر شده است به چه خاطر خوب و بدش را از من بازجوئی می کنند؟ گذشته (دیروز) بدون ِ اراده ی من و تو و حال (امروز) مثل دیروز بدون تصمیم من و تو سپری می شود؟ پس برای چه روز قیامت (فردا) مرا جلوی قاضی می برند؟
بَر من قلم ِ قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش چرا ز من میدانند؟
دی بی من و امروز چو دی بی من و تو
فردا به چه حجتم به داور خوانند؟
این بحث کماکان گشوده است.
