تبليغاتX
سیروس شاملو

سیروس شاملو

در ادبیات و هنر

 

 

 شارلاتان­ها به جلو می تازند!

 

لب که از سخن بسته ماند موسیقی آغاز می­شود و علم که در باب موضوعی به گُه گیجه افتاد  فرآدرمان­ها  راه می­افتند به درمانِ ِ بیمارنی که از علم ِ حکیم چشمشان آب نمی خورد  و به علم حکیم­باشی چراغ سبز نشان می­دهند. تفاوتش این است که موسیقی در حوزه­ی زبان حرکت نمی­کند درحالیکه فرآدرمان­ها درست از نقطه­ ی ناتوانی علم ِ پزشکی آغاز می­کنند جایی که درمان­های نوین دارویی ودرمان­های مرسوم روانی هنوز در پرسش ِ بیمار بی ­پاسخ مانده ­است.

یکی از آن فرآدرمان­ها امروز به دیدن مریض ِ ظاهرا لاعلاج آمد. این درمان­گر هنوز نتوانسته بود خودش را از لباس اتو کشیده و کفش ِ رسمی (فرآتر) ببرد ولی مدعی بود دیگران را به (فرآ ) خواهد بُرد! فرآدرمان معتقد است رابطه­ی بیمار با کهکشان بهم خورده است و ایشان می­آیند این رابطه را وصل کنند درحالیکه بیمار مورد بحث دقیقا از نابسامانی و تزلزل ِ زندگی شهری و این که کسانی در بندخوکرده ادعای فرافکنی  دارند به بستر بیماری افتاده و فرآدرمان می­باید عامل بیماری را یعنی اخلاق  برده­وار ِ خودش را هدف قرار دهد! اما پیکانش را به سوی کهکشان­های ناشناخته  نشانه رفته تا هرچه زودتر از هدف دور شده رَد گم کند!

در زندگی باصطلاح مدرن ما که با انواع آلوده­گی ­ها به پیشواز شهروند آمده است طبیعی است که برخی پدیده­های مدعی درمان به ظهور برساند از جن گیر و فال گوش و رمال و کف بین و انواع درمانگران زیرا دامنه ی بیماری اکنون بیش از هر زمان وسعت یافته است. این پدیده­های خررنگ­ کن حتما مورد تایید دولتهاست زیرا دولتها علاقه ی عجیبی به شیره مالیدن بَرسر توابع  ِ افسرده  و تزریق امیدهای واهی دارند.

فرآدرمان خودش آلوده­ی این نوع زندگی ِ ماشینی­ است و نمی تواند از خوردن گاز اتومبیل و مواد شیمیایی و چلوکباب یخ زده و استفاده بهینه از کراوات الیاف مصنوعی و کفش­هایی با کف ِ پلاستیکی و حرفهای صد من سه شاهی  ِ موعظه گون فراتر برود! در کوه و دشت که نمی تواند چند بیوه زن پولدار ِ بی­کار را بعنوان حواریون به دنبال خودش بکشاند. پس فرود ِ شهر را به فرآی محیط آرام ترجیح می دهد. توی بیابان که شتربان او را استاد خطاب نمی کند و برای خالی بندی هایش تره هم خرد نمی کند!متاسفانه همزمان با ازدیاد آلوده­گی­های محیط زیست انواع دیگری از امیدهای کیلوئی و به شرط چاقو در جامعه­ی ما سربرآورده است به نامهای:

سکوت درمانی

فریاد درمانی

خنده درمانی

سنگ درمانی

آب درمانی

عرفان درمانی

شهوت درمانی

اتصال درمانی

خداوند درمانی

خشک درمانی

نپخته درمانی

کال درمانی

گوز درمانی

حرف درمانی

خاک درمانی

خواب درمانی

ساز درمانی

بشکن درمانی

فردوسی و مولانا درمانی

  هیچ دولتی با این شارلاتان­ ها دست به مبارزه نخواهد زد زیرا هیچ دولتی نمی­تواند بپذیرد خودش ، دولت و اتوریته  (سیاستمدار و متخصص ِ چپاندن مردم در شهرها و خل و چل کردن توابع) و هزاران شرکتهای اقماری­اش از بزرگترین آلاینده­ های محیط زیست و عامل اصلی بیماری هایی هستند که ظاهرا لاعلاج می­نمایند و با نیازمند کردن مردم آنها را باسرطان­های گوناگون درگیر می­کنند و بدشان نمی­آید ذهن بیماران را به کهکشان­ها منحرف کنند تا به فرارتجارت ِ سالم­شان ادامه دهند!!

فرادرمان ها در خیل هواداران نظم و اتوریته قرار دارند و خود قارچی بر آمده از باتلاق نظم هستند و قصد دارند بیماران را با اکسیر جهل و خرافات درمان ­کنند.

 

هیچ عشقی و سلامتی با حضور ِ اتوریته و قدرت بارور نخواهد شد

 

 

 

+ نوشته شده در  2009/5/16ساعت   توسط سیروس شاملو  |