
مرگ کلادیو بورگی
فستیول تئاتر شهر ارویه تو امسال به میمنت و مبارکی بدون کلاودیو بورگی برگذار شد. او در یک شب بارانی و مه گیر تصمیم گرفت با استفاده بهینه از گاز متان و کیسه پلاستیکی به این افتخارهای هنری که در قاره اروپا قسمت اش شده بود پایان دهد.
تماشاگران فستیوال هم گویا دیگر از خنجر قورت دادن و مار بازی او با مارهایی که نیش نمی زدند خسته شده بودند!
اما مرگ کلاودیو این دوست تنها و غمگین که سالها در کاروان (کمپر) زنگار بسته روزگار سپری می کرد بیش از آنکه نشانه ی اضطراب درونی این بازیگر قدیمی تئاتر باشد سندی است از ورشکستگی نظام فرهنگی اروپا ، قاره ای که بجای از میان بردن فقر به از میان برداشتن فقرا آستین بالا زده است.
قوانینی که فاشیست های سیلویو برلوسکونی و همپاله گی های اتوکشیده اش در جامعه نهادینه کرده اند نشانه ی بازگشت به عصر توحش در قاره ای است که بیش از پیش مدعی گشودن مرزهای جهانی است.
ممنوعیت تکدی
ممنوعیت جستجو در زباله
ممنوعیت ساختن برج ماسه ای درساحل
مالیات بر سلامت
و ........
آن روی سکه ای است که نوکران دست به سینه به نام دهن پر کن ِ دموکراسی به خورد توابع میدهند.
مرگ کلادیو بورگی نشانه ی وخیم شدن اوضاع فرهنگی و ورشکستگی در ساختار اندیشه گی ِنظام های اقتصادی است و در این صور ت طبیعی به نظر می رسد اگر هر سال بازیگر جدیدی از فستیوال غیب شود.
من در میدان بزرگ شهر به تماشاگران گفتم:
اکنون کلاودیو غایب است اما زمانی که او حضور داشت ما همه گی غایب بودیم!