
(Jean Arthur Rimbaud (1854-1891
من علامه ی دهری آرمیده به سایه ی دبش ام
روان و رونده به راه بیشه های نهال
صدای پای مرا همهمه ی آبگیر ها پنهان می کند.
زمانی دراز چشم می دوزم
به چرکآبه ی اکلیلی دلگیر غروب.
کودکی رها شده ام بر اسکله شاید
عازم دریای بلند
روستا بچه ای روانه ی کوچه باغم
که پیشانی بر آسمان می ساید
کوره راه ها ناهموار
کوهپایه پر گل طاووسی
هوا ساکن
پرنده و چشمه سار بی دسترس.
من
به استادی در سکوت رسیده ام.
از اشراقی ها برگردان سیروس شاملو