فقط او بود که یک تنه به ایران و مصر و کویت لشکر کشید!
فقط هیتلر بود که برای خودش و برادر زنش هوررا میکشید.
فقط نادر بود که در هند با قاشق حدقه ی مخالفان احتمالی را حال می داد! صرفا موسولینی در میدان ونزیا دست خودش را می بوسید. در حمله به لیبی کسی کمکش نکرد. مردم فهمیده تر از این حرفها بودند که به بریده ی نان و نام و قدرتی هواداریش را بکنند!هزاران آدم به ظاهر دانشمند و هنرشناس تنور طرف را باد نمیزنند. دولت های دموکراتیک بادش نمی کنند تا منافع به حقی را که به دست می آورند در راه آزادی فکسنی خود و خرسواری بر سلطنت توهش و ماهانه ی نظامیان و قاتلان تعلیم یافته به مصرف برساند.
دیکتاتور بر دار کشیده می شود زیرا بر دار کشیدن یک ملت هوراکش منطقی به نظر نمی رسد. هوراکش باید حالا که از طناب دار رهایی یافته درس تاریخ را بیاموزد تا شاید روزی آن را به کار بندد.
اینبار هم فقط صدام صدام بود!
