عبدالکریم لاهیجی در مقالهبلندی زیر عنوان حقوق بشر و دشمنانش چنین آوردهاند:
امّا ايدئولوژی و ذهنيّت مخالف و بلکه دشمن فرديّت ( Individualisme ) که شالوده و بنياد حقوق بشر به شمار می آيد, نه تنها اين تحول عظيم حقوقی را غير کافی می نامد که در فردای تصويب اعلاميه جهانی حقوق بشر و در تمامی دوران جنگ سرد به دشمنی علنی با «حقوق بورژوايی» می پردازد ، تأمين حقوق اقتصادی ـ اجتماعی را مقدّم و مرجّح بر حقوق و آزاديهای فردی و سياسی تلقی می کند تا نظامهای توتاليتر حاکم بر «اردوگاه سوسياليسم» را توجيه کند. 40 سال پس از تصويب اعلاميّه جهانی حقوق بشر و فروپاشی «اردوگاه سوسياليسم», جهانيان به عيان ديدند که در پشت «ديوار» هم از عدالت اجتماعی که به بهانه تحقّق آن آزادی را قربانی کرده بودند, خبری نبود.
ايدئولوژی, مکتب و مذهبی که فرديّت را برنمی تابد نمی تواند نه با اصل آزادی انسانها موافق باشد و نه با اصل برابری و عدم تبعيض در برخورداری از حقوق. ماّده يک اعلاميه جهانی حقوق بشر می گويد : تمامی افراد بشر آزاد به دنيا می آيند و از لحاظ کرامت و حقوق با هم برابرند. همه انسانها از عقل و وجدان برخوردارند و بايستی نسبت به يکديگر با روح هم بستگی (برادری) رفتار کنند.
در ماّده 2 اصل عدم تبعيض آمده و اينکه تمتع و برخورداری از تمامی حقوق و آزادي های مندرج در اعلاميّه هيچگونه وجه تمايزی را بر نمی تابد به ويژه از جهت نژاد, رنگ, جنس, زبان, مذهب, عقيده, مليّت, وضع اجتماعی, ثروت, ولادت .....
ببینیم فردیتی که لاهیجی از آن حرف میزند کدام فردیت است. این همان فردیتی نیست که اساس و بنیان نابرابریها و تبعیض نژادی، رنگی، جنسی، زبانی، مذهبی، عقیدتی، ملیتی، ثروتی و ولادتی را باعث شده است یا شاید این فیلسوف ِ خوابآلوده از نوعی ستایش فردیت حرف میزند که در دکان هیچ عطاری پیدا نمیشود؟
در دنیای معاصر لاهیجی همچون نردهکش بخش خصوصی نگران فردیت است معلوم نیست چرا چنین فردی دم از برابری انسانها و عدم تبعیض میزند اگر افراد حقوقی برابر دارند که خود به خود اصل فردیت در منافع اجتماعی حل شده است و اگر افراد حقوقی برابر ندارند که باز هم موضوع فردیت به نفع سلولهای انفرادی جامعه مصادره به غیر شده است پس این چه نوع نگرانیست که ما درکش نمیکنیم. فانتزیهای ماقشهاپوس زیر برج ایکبیری ِ ایفل واقعیت را شمن دو فر کرده است!
هیچ یک از افراد بشر آزاد به دنیا نمیآیند و از لحاظ کرامت و حقوق با هم برابر نیستند اما دکتر لاهیجی متاسفانه این واقعیت دنیای معاصر را ناصحیح به عرض میرسانند! افراد بشر باید آزاد به دنیا بیایند و از لحاظ کرامت و حقوق با هم برابر باشند اما برابر نیستند و برابر نیز به دنیا نیامده اند. همه انسانها از عقل و وجدان برخوردار نیستند زیرا فردیت آنان و جایگاه اجتماعی آنان درجات وجدان را معین میکند نه درجات وجدان جایگاه اجتماعی آنان را! لاهیجی چنین جلوه میدهد که مذهب خداینکرده نظامی پای گرفته بر شالودهی مبارزه با مالکیت خصوصی و در مسیر منافع جمعیست! بچه گول میزند ـ چنین تعریفی آب پاکی بر دست کسانی میریزد که فردیت حوزوی خود را بر تارک اجتماعی ناسامان مستقر کردهاند و اساس و ماهیت حضورشان بر فرهنگ خصوصیسازی و انحصار به معنای حصار کشیدن است و این همان پرچینیست که گفتم لاهیجیها نگران فروریزیاش هستند. اما نترسید دوست من فردیت همچنان حفظ خواهد شد. با ناوهای جنگی و گورهای جمعی و انسانهای تیره روز و میلیونها آواره جامعهی اورِلی و فارنهایتی ِ شما برای برپایی ِ عبادتگاه دیگری برای آقای مک دونالد و هاریپاتر در برهوت دهان خواهد گشود و آنجا هم حصارهای انحصار همچنان به خصوصی سازی و بزل و بخشش رفاه اجتماعی به فردیت های دارای رفرآنس ادامه خواهند داد. راه تجارت ِ آزاد شما که ننگ ِ آزادیماست فردیت پوشالی و پنهان در کردیت کارت را در دنیاهای وحشی و کم قدر همچنان به رقص خواهد انداخت و برادری و برابری شما را در کنار فقر و تهیدستی و توهین به بشریت پایدار خواهد کرد. نگران نباشید!

بخشی از مدافعان حقوق بشر با سایز بالا و گردنی که به تبر میگوید زکی!

منحنی فقر تا سال ۲۰۰۴