تبليغاتX
سیروس شاملو

سیروس شاملو

در ادبیات و هنر

اگر آمریکا بتواند حتا ۳۰٪ افکار عمومی جهان را مجاب کند حتما بعد از ناکازاکی نوبت تهران است. قتل اکبر محمدی در چنین شرایطی تنها برای مغشوش کردن جو داخلی و بالا بردن درصد فوق صورت گرفته است و اگر به اندیشه ی آرام کردن جو داخلی به انجام رسیده این اندیشه را هرچه زودتر باید به عنوان جهل عتیق پشت شیشه‌ی موزه‌ی مردمگریزی گذاشت.  در آخرین خبر امروز معلوم شد آمریکا به کمک دلالان و واسطه ها تصمیم دارد بجای جنگ با ایران به صلح اقتصادی با این کشور ادامه دهد و بدین وسیله بمب بدبختی و سیه روزی روزافزون را تنها بر سر  ِ کافران جامعه بیندازد تا دینداران بالا نشین.

 

بپیوندید به :

مبارزه برای سقوط کابینه‌ی بوش

 

 

+ نوشته شده در  2006/8/3ساعت   توسط سیروس شاملو  | 

 

تــصـــــمــیـــــــــــم

دو قلب برای زیستن لازم است

قلبی که بخواهد

قلبی که انکار کند

این تنها تقوای تو بود

تقدیر ِ حضور جانوری  شاعر.

نظرکن!

شرم  تبادل ِ پایاپای  ِ عشق در کوچه‌  بسیار است!

 

والحکیم!

مرغانه مجوی به دستار خالی‌ ِ بیمار

مرحمانه‌ای

نرمتنانه کلامی

میان نوازش و

 زخمی خسته

خسته‌ی این وحشت ها بودن.

مجال،    این مختصر بود

که بر پرده‌ی کنایت رفت.

 

اینک مخاطب ِ‌من !

غرقه‌گیج  ِ رود ِ کهنه‌بابونه‌ی  مرگی آرام

لق لق ِ تابوت اسقاط تقوای شاعران

یا

آنچه فردا

سرودش خواهی کرد

به راه کوره‌ی  خونالود

 

 

 

 

+ نوشته شده در  2006/7/31ساعت   توسط سیروس شاملو 

پيام تسليت تعدادی از زندانيان سياسی


اکبر را کشتند...




اکبر وصیت کرده بود در عزای او لباس سیاه نپوشید و عزاداری نکنید
اکبر را کشتند...

اکبر محمدی دانشجویی زندانی در سال 78 بازداشت گردید و دربازداشتگاه توحید بدترین شکنجه های جسمی و روحی را تحمل کرد و از همین بود که به اسطوره مقاومت شناخته شد و پس از آن به دلیل همین شکنجه ها از ناحیه ی کمر دچار بیماری حاد گردید به طوری که پزشکان در داخل کشور احتمال بهدودی وی را مردود دانستند.
پس از اینکه با گذراندن چند سال حبس، پزشکی قانونی اعلام کرد که اکبر محمدی توانایی ادامه حبس در زندان را ندارد و میبایست از زندان آزاد شود. اکبر محمدی به مرخصی نامحدود استعلاجی فرستاده شد اما علی رغم آگاهی مسئولین بر وضعیت جسمانی اکبر محمدی که خود عاملین آن بودند، حدود 2 ماه پیش او را در منزلش در آمل بازداشت کردند و در کمال ناباوری به زندان بازگرادند. اکنون باید سران رژیم پاسخ دهند که چه کسی مسئول بازگرداندن وی به زندان است؟
پس از آن اکبر محمدی با نوشتن نامه ای به رئیس زندان خواهان آزادی خود شد و اعلام کرد در صورت عدم توجه به خواسته هایش دست به اعتصاب غذا خواهد زد. اما مسئولین زندان نیز بی توجه به وضعیت او تنها به تهدیش بسنده کردند که اگر اعتصاب کند به سلول انفرادی منتقل خواهد شد. و اکبر محمدی از روز 1 مرداد ناچار دست به اعتصاب غذا زد.
هنگامی که پس از 5 روز دچار تشنج گردید و به بهداری منتقل شد در آنجا نیز به دستور رئیس زندان او را به تخت با غل و زنجیر بستند و در هنگام بازدید نمایندگان حکومت از زندان ، دهان او را نیز چسب زدند تا صدایی از او به گوش کسی نرسد. و در حالی که گفته میشد اکبر، شب گذشته دچار سکته خفیف قلبی شده بود او را به بند 350 بازگردادند، در شرایطی که از ناحیه قلب به شدت احساس ناراحتی میکرد. و بالاخره جسم بیمار او بیش از این تاب نیاورد و شب گذشته در بند 350 زندان اوین، محلی که 7 سال از عمرش را تنها به خاطر آزادیخواهی در آن سپری کرده بود، دچار ایست قلبی شد و درگذشت.
ما زندانیان سیاسی و همبندان وی در نهایت اندوه، این ضایعه را به خانواده اکبر محمدی و به خصوص به همرزممان منوچهر محمدی تسلیت میگوییم و اعلام میکنیم اگر چه اکبر محمدی پس از 7 سال دیشب درگذشت، اما او جاودانه شد و کسانی که عامل بازگشت اکبر محمدی به زندان بودند اکنون باید پاسخگو باشند.
و همچنین تاکید میکنیم ، اکبر وصیت کرده بود در عزای او لباس سیاه نپوشید و عزاداری نکنید، ما نیز توصیه میکنیم در عزی اکبر شمعی روشن کنید.
و خطاب به مجامع حقوق بشر اعلام میکیم که پیش از این با نوشتن نامه ای در مورد وضعیت نابسامان اکبر محمد هشدار داه بودیم، و گفتیم که اگر به وضعیت او رسیدگی نشود ، زهرا کاظمی دیگری خواهد بود اما دریغ که هیچ ارگان و یا نهادی در این رابطه اقدامی نکرد و فاجعه اتفاق افتاد.

اسامی زندانیان سیاسی:

1. حشمت ا... طبرزدی
2. دکتر ناصر زرافشان
3. بیناداراب زند
4. احمد باطبی
5. بهروز جاوید تهرانی
6. محمدرضا خوانساری
7. مهرداد لهراسبی
8. ارژنگ داوودی
9. خالد هردانی
10. امیر حشمت ساران
11. ولی ا... فیض مهدوی
12. اسد شقاقی
13. خلیل شالچی
14. افشین باایمانی
15. سیامک پورزند
16. هاشم شاهین نیا
17. شاهین آریا نژاد
18. شهرام پور منصوری
19. جعفر اقدامی
20. محمدرضا رجبی
21. حیدرقلی سلطانی
22. محمد نیکبخت
23. ناصر خیراللهی
24. ابراهیم مؤمنی
25. حجت بختیاری

منبع: سايت ديدگاه


+ نوشته شده در  2006/7/31ساعت   توسط سیروس شاملو  | 

 

گر نیوز آن است که گویا دارد

وای اگر از پس فردا بود امروزی!

 

 

در انتظار این پوزش‌نامه  هستم!

 

سایت گویا  چنان که از ماهیت  ِ دودوزه‌اش بر می‌آید کوشش می‌کند ستون سمت چپ را  به بانوان  اختصاص دهد و چنان که بر می‌آید زیاد هم در بند این نیست که  طرف چه می‌گوید و چگونه می‌گوید.

مقاله‌ای بود به قلم شیوای سیروس تسلیمی  که از فرهنگ‌سازی در کشور سوئد گذارش می‌داد به آدرس ِ

              http://news.gooya.eu/culture/

 

این مقاله حاوی اطلاعات نادرست و تحریف شده و خلاف واقع بود و تنها به درد محرومانی می خورد که پشت دیوار سفارت‌خانه‌ها  خواب آزادی می‌بینند. بر آن شدم مطلب کوچکی در این باره تحریر کنم که جگرم اینقدر نسوزد. مجموع تجربه‌ی من در کشور سوئد سه سال است و اطلاعاتی که من در اختیار شما می‌گذارم بهرحال از اطلاعات میهمان چند روزه‌ی  انستیتوهای انسان دوستانه و تئاتر سلطنتی و رایزنان سفارت آن کشور در گیومه کمتر نیست و شاید هم چیزی بیشتر باشد.

شاید هم تجربیات شخصی من است که رایزنان را همواره راهزنان می‌خوانم؟ اما نه ، این‌بار نه!

ماهی و گردش مهتابی نیست که طرفداران آزادی و نیروهایی که از روند گسترش یابنده‌ی نژادپرستی ِ اداره‌ی فرهنگ سوئد با قلم مو و کاسه ای از رنگ قرمز به نشانه‌ی خون مهاجران، در و پنجره‌ی این ادارات انسان‌دوست رنگ نپاشند.

قتل های نژادی توسط پلیس و اخراج‌های پناهجویان به شدت ادامه دارد. روند رشد بی‌خانمانی و فقر و تهیدستی چهره‌ی دموکراتیک این کشور را دگرگون  کرده است.  رشد فحشاء و جنایت و تجاوز  به مرحله‌ی بحرانی رسیده است. جالب است که بدانید تنها در مدت یک سال  یازده کارگردان تئاتر غیر سوئدی کار هنری را ترک کرده و بغالی باز کرده  و سیب‌زمینی جابجا می‌کنند! بودجه‌ای برای هنرمندان خارجی در نظر گرفته نشده و طرح سیاسی به ظرافت خاصی هنرمندان قومی را در مشاغل ویژه از جمله رانندگی اتوبوس و تاکسی و کار یدی بصورت سیاه  یا بخور و نمیر اداره تأمین اجتماعی  ومی دارد و باصطلاح نیروی ار ارزان را کانالیزه می‌کند.  با وجود خفقان و سانسور شدید مطبوعات  و فیلتر کردن هر خبر ناخوشایند ،روزی نیست که خبر خودکشی مهاجر جویای کار و کمک به گوش نرسد. سال پیش یک ایرانی دیگر در شهر مالمو خودش را بخاطر ناسامالی اقتصادی و گرسنه‌گی به دار آویخت.

اوایل سال ۲۰۰۶ اداره‌ی مهاجرت سوئد دختر بیماری را با علم به این که در خارج از سوئد بخاطر شدت بیماری خواهد مرد سوار هواپیما کرد و رئیس و کارمندان اداره‌ی مهاجرت به سلامتی اخراج آنان شامپاین ‌نوشیدند:  

http://www.kvinnonet.org/essays/  

 

http://stockholmian.com/news/persiska

 

  http://stockholmian.com/news/persiska/

 

سالهاست اداره‌ی قضایی سوئد دیگر به پرونده‌های دادخواهی خارجیان رسیده‌گی نمی‌کند و همین ممانعت از دادرسی اختلافات را از دعوای ساده به قتل و جنایت کشانیده است.

ببینید از آغاز جویبار خون در لبنان دولت سوئد چند بار بجای فروش اسلحه  اعتصاب عمومی اعلام کرده و بجای چادر سر کردن و عقد قراردادهای غیرعادلانه با دلال های دولت ایران (اشاره ام به نویسنده ی مقاله فوق نیست!) چقدر بر این آتش نفت پاشیده است.

شرایط زیستن و کار و بیمه اجتماعی و ادامه تحصیل در کشور سوئد سخت‌تر و سخت‌تر شده و فرهنگ اقلیت ها روز به روز از فرهنگ جامعه سوئد به حاشیه کشانده می شود. اصلا  پیشنهاد نمی‌کنم که گلیم زیر پایتان را بفروشید یا با گرو گذاشتن دیگ و بادیه به حساب حرفهای تو خالی و بی‌مسئولیت یک  دروغ‌باف ِ متوهم جویای  نشانی انستیتوهای انسان‌دوستانه‌ی اشاره شده باشید. کشوری که به کشور دیگر کمک کند هرگز به رفاه اقتصادی نخواهد رسید.  سایت گویا نیوز باید از این شایعه‌پراکنی  ِ سخیف که به مردم ایران ضربه ی مالی و روحی خواهد زد بپرهیزد و رسما از خواننده‌گان ِ بدشانس اش بخاطر درج این شوخی بی‌مزه پوزش بخواهد. در انتظار این پوزش‌نامه‌ام هرچند آب رفته به جوی باز نمی‌گردد.

 

سیروس شاملو

 

 

 

+ نوشته شده در  2006/7/30ساعت   توسط سیروس شاملو  |