برای فیض مهدوی
به رفیقی که به مرگ خندید
دژخیم
و
فرشته
در
گرگ و میش ساعت ِ تو
دهان گشوده است
گورها
کجاوهها
در میلاد و مرگ ات
در سرودههای آزادی و تحقیر.
نامهایی که از تو میرویند
ساقه ی خُردی که نامت را
به حجت ِ سبز ِ طراوت می خواند
در خشکسالیان خویش
و
دریغا
تخته بند ِ ِ دار ِ مضاعف را
همقطاران می کوبند
بر چارگوشه ی تصویرت.
تو
سیروس شاملو
+ نوشته شده در 2006/5/8ساعت   توسط سیروس شاملو