در باز تحقیق دیوان کبیر وبلاگی به نشانی زیر گشوده شد:
باز هم آبروریزی!
جمعی از شاعران جوان به کاروان شعری که سفارت فرانسه در تهران برپا کرده و همهساله ممدلی سپانلوی پیرو پاتال را بجای هزاران شاعر جوان پشت در مانده به سفرهای خارجه میبرد اعتراضی کردهاند که به بخش هفتم آن میپردازیم و چون مسئول فرهنگی سفارت و مدیا کاشیگر کارچاق کن و دستمالچی هنوز پاسخی به این اعتراض ندادهاند اینجانب پیش پاسخی آماده کردهام که خواهد آمد. و اما بخش هفتم اعتراضیه ی شاعران:
۷- آیا در سفر اخیر دوستان شاعر ِ جوانترمان ( به عنوان ِ نمایندگان ِ شعر ِ امروز ِ ایران!!!) به" بی ینال شعر" در فرانسه، ملاک قرار دادن شرط ِ سنی ِ زیر ِ سی سال حقیقت داشته است؟ در این صورت چرا ماهها قبل آقای محمد علی سپانلو، ضمن نظر سنجی از پگاه احمدی( از شاعران حاضر در کاروان شعر ایران و فرانسه)، نظر ایشان را در خصوص معرفی ِ زنده یاد نازنین نظام شهیدی به سفر مذکور جویا شدند و در پاسخ به حیرت ِ پگاه احمدی در خصوص شرط ِ سنی، آن را فاکتوری نه چندان جدی و قابل حل اعلام کردند؟!!!
از این دست اجحافات را در تمام ِ این سالها، در زمینههای مختلف، از جمله اهدای جوایز ادبی، گروه بازیهای مطبوعاتی، سانسور کردن و نادیده انگاشتن خلاقیتهای غیر وابسته به این دسته بندیها،سفرهای برون مرزی و... در نهاد ِ محفلی ِ ادبیات مان کم ندیدهایم و این، مشتی از خروار است. بنا به همهی ِ آن چه ذکر شد، امضاکنندگان این نامه، مشتاقانه در انتظار شنیدن دلایل ِ کافی و قانع کنندهی ِ مسئول محترم بخش فرهنگی سفارت فرانسه هستند و در غیر این صورت، با تاسف از این پس، عملکردهای فرهنگی سفارت فرانسه در ایران را در حوزه ی ِ شعر، به رسمیت نمی شناسند.
با احترام
امضا کنندگان تا این لحظه :
پگاه احمدی ـ شیوا ارسطویی ـ چیستا یثربی ـ مریم خراسانی ـ مهرنوش قربانعلی ـ سپیده جدیری ـ علی قنبری ـ رضا حیرانی ـ کبوتر ارشدی ـ جواد شریفی ـ سید حبیب موسوی
حمایت کنندگان از این بیانیه تا این لحظه:
مسعود احمدی ـ بنفشه حجازی ـ حجت بداغی ـ مهدی نوید ـ میثم علیپور ـ دلارام امین زاده
پاسخ سیروس شاملو در مقام تخیلی ِ کاردار ِ فرهنگی:
بون جوور مادامز ِ موسیو!
فشار شاعرانهی شما بر در سفارت قابل درک است. در مستعمرات دیگر هم بومیان شاعر توی صف شلوغ میکنند. متاسفانه نوع قراردادهای پژو طوری نیست که همهتان را در شهرفرنگ مثل ناصرالدین شاه بچرخانیم تا از نزدیک هزاران اتومیبل سوخته را ملاحظه بفرمایید. به کامیون خواربار هم حمله نکنید که شیرخشک صلیب سرخ به وفور هست. فعلا بنشینید و بسرایید تا در این بیکاری ببینیم چکار میتوانیم بکنیم. برای حرفهای این سیروس شاملو در بارهی فرانسه هم تره خرد نکنید! استعمارزدهگان محترم به نود میلیون شاعر مستعمرات که نمیشود سرویس داد بومیان محترم از چرخهای ایر فرانس فاصله بگیرید.... فاتحه!
کاردار فرهنگی سفارت فرانسه در حبشه
برخی حشرات !
توضيح: به دليل افزايش سيل مهاجرت و نيز تمايل بيش از حد اعراب و آفريقايیها به زاد و ولد، و نيز به دليل بمبگذاری بنيادگرايان و مسدود شدن سطلهای آشغال توسط شهرداری (برای جلوگيری از جاسازی بمب) چهرهی کشورهای اروپايی روز به روز بيشتر شبيه میشود به چهرهی کشورهای جهان سوم. لوپن نژادپرست، حدود ده سال قبل، پيش بينی کرده بود که فرانسه ظرف 20 سال آينده تبديل میشود به يک کشور مسلمان. به همين قياس میتوان محاسبه کرد افزايش تعداد اخ و تفهايی را که هر روز به زمين پرت میشود و نيز میتوان پيشبينی کرد روزی را که فرانسه در دريای اخ و تفهای مسلمانان و آشغالهای بر زمين ريختهی شهروندان غرق خواهد شد (چقدر کارتن میشود ساخت با اين خمير، ها!!. )
آدم خیال میکند برادرزادهی همان لوپن نژادپرست این درافشانیها را روی سایتاش ریخته است اما این کلمات قصار یکی از همان مسلمانان ِ فرانسوی شده ( فرانسوی خورده!) است و تعجبی نکنید اگر این سنگهسری ِ هنوز در حال تعجب ازلیبرته و فراترنیته ( با کشش افراطی ِ ترررررر) حروف تایپی زیر را از زیر سرانگشتانش بر سخت افزار چکانده باشد:
منتها فرق جامعهی آزادی مثل فرانسه با جوامع بستهيی مثل جامعهی ما در اين است که هيچ کس جلوی ساختن هيچ فيلمی را نمیگيرد. به تنها چيزی هم که اين کميته کار ندارد سياست است. تنها کار اين کميته درجه بندی نوع فيلمهاست.
یاد بیژن زانیچخواه افتادم و فیلم توقیف شدهاش در فرانسه و دلم به حال سانسور خودمان سوخت که کارش مثل دولت فرانسه درجه بندی فیلمها نیست! ای کاش دایرهی سانسور وطنی هم چند نفری قلمزن ِ نان مفت خور از این دست برای پاک کردن ِ ترررررر ها دست و پا کند! این افاضات آخری را بچسبید که :
خراب شدن چيزها زنجيرهايست(مثلاْ تلويزيون و يخچال و آبگرمکن يکی پس از ديگری از کار میافتند.) طول اين زنجيره نسبت مستقيم دارد با عمق ناراحتی شما از اين وضع. اگر، به جای آنکه خشمگين شويد، بخنديد، زنجيره در جهت عکس به کار میافتد.
یعنی اگر لبخند بزنید تلویزتون ِ قراضه شروع میکند به کار و یخچال دوباره قارقارش راه میافتد و آبگرمکن هم روبراه میشود. جالب این که قرار است کتابی از این حشره در ایران به چاپ برسد که ایرانیان دیگر احتیاجی به سعادت اقتصادی سیاسی نداشته باشند فقط کافیست کنار چوبهی دار قاه قاه بخندند!
در نهایت باید اعتراف کنم بدم نمیآمد افاضات حضرتشان را خودم به سبک فرانسوی درجهبندی میکردم!
موتورسواری در راه عشق
بیست هزار موتورسوار در کالیفرنیا در راه عشق گاز دادند!
مرحبا به شجاعت شان اما بهتر نبود بجای سوزاندن بنزیتی که در عراق جوی خون راه انداخته ، دست کم بخاطر گل روی سوراخ اوزون و حداقل بخاطر همان واژه ی ِ عشق ، در ِ لوله اگزوز را ده دقیقهای می بستند!